تاریخ : پنجشنبه 10 مهر 1399     |     کد : 338

خلاقيت اقتصادي در کارآفريني خلاق

اگر نگاهي بر سير تاريخي نظريات توسعه اقتصادي داشته باشيم، درمي يابيم که جديدترين اين نظريات تاکيد دارند که توسعه صنعت و پيشرفت در اقتصاد جامعه مبتني بر تغيير ايده ها و خلق نوآوري ها است و بدون قرار گرفتن در صف پيشروان علم و نوآوري، هيچ کشوري در پيمودن سريع مسير توسعه موفق نخواهد بود.

طبيعي است که بارزترين ابزاري که مي تواند ما را به اين مقصود برساند، کارآفريني است. در نظام اقتصادي مبتني بر کارآفريني، نوآوران و صاحبان فکر و ايده، سرمايه هاي اصلي يک بنگاه اقتصادي و از عوامل اصلي توسعه پايدار محسوب مي شوند همچنين حوزه اقتصاد خلاق داراي ويژگي هاي بسيار متمايز و متفاوتي با ساير اقتصادهاي رايج جهان مي باشد و بر پايه مفهوم نوآوري و ابداع که اساس کارافريني است و بر اساس رويکرد خلق فرصت و ايجاد نياز شکل گرفته است که مطلوب ترين حد آن تخريب خلاق مي باشد. اين اقتصاد نوين در بستري شکل مي گيرد که نيازمند يک تفکر کل گرا است. به طورکل مفهوم اقتصاد خلاق که بر مبناي سرمايه هاي خلاق تعريف مي شود امروزه يکي از عوامل ايجاد رشد اقتصادي و اجتماعي جوامع پيشرفته به شمار مي رود. در حاليکه ممکن است صنايع فردي، همانند توليد و سرمايه گذاري، در شرايط سخت اقتصادي دچار نوسانات شوند، صنايع خلاق و صنايع فرهنگي عموما در برابر ناپايداري هاي چرخه تجاري و اقتصادي، ايمن و مصون ميباشند و اين موضوع جزو نقطه قوت اصلي اين شاخه اقتصادي مي باشد. به طوريکه امروزه در کشورهايي که اقتصادشان درگير با رکود مي باشد اقتصاد خلاق به عنوان مهم ترين راه حل برون رفت از اين بحران برايشان تجويز مي گردد. در اين مقاله سعي برآن شده که با مقايسه کارکردهاي کار افريني و اقتصاد خلاق به رابطه تنگا تنگ اين دو مورد اشاره شود و تاثير همکاري اين دو مورد را بر توسعه پايدار و اقتصاد کشورهاي در حال توسعه بيان کنيم.

دانلود مقاله


PDF چاپ چاپ
 
 اسلایدر