تاریخ : سه شنبه 31 تير 1399     |     کد : 323

مقاله

تحلیل شرایط 5 سال آینده کشور

 هدف این تحلیل ارائه تصویری از مهم‌ترین پارامترهای اقتصادی - سیاسی مؤثر بر کسب و کارهای ایرانی است. این تحلیل بر اساس اطلاعات در دسترس طراحی شده است و هیچگونه ادعایی در مورد پیش‌بینی قطعی آینده ندارد.

 

تحلیل شرایط 5 سال آینده کشور

نویسنده : مجتبی لشکر بلوکی

اقتصادی

هدف و محدوده تحلیل

 هدف این تحلیل ارائه تصویری از مهم‌ترین پارامترهای اقتصادی - سیاسی مؤثر بر کسب و کارهای ایرانی است. این تحلیل بر اساس اطلاعات در دسترس طراحی شده است و هیچگونه ادعایی در مورد پیش‌بینی قطعی آینده ندارد. افق این تحلیل 5 ساله می‌باشد و بدیهی است هر میزان که در زمان به پیش می‌رویم برخی عدم قطعیت‌ها، تبدیل به قطعیت شده و البته برخی پارامترها، تبدیل به عدم قطعیت می‌شوند. این تحلیل برای تصمیمات با افق 5 ساله است و به هیچ وجه نیاز به تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت را مرتفع نمی‌سازد.
این تحلیل غلتان است و هر 6 ماه باید روزآمد شود. به همین دلیل تاریخ انتشار و اعتبار دارد.

بیانیه سلب مسئولیت
 این گزارش/ تحلیل صرفاً جنبه آگاهی‌رسانی دارد و هرگونه تصمیم‌گیری و سرمایه‌گذاری  بر اساس این گزارش مسئولیتی را متوجه تهیه کننده آن نمی‌کند.
این نکته تصریح می‌شود: بیان رخدادها و روندهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به ‌معنای تأیید و یا ارزشگذاری مثبت یا منفی نسبت به آنان نیست.

 

عـدم قطعیت‌های پیش رو

چرا عدم قطعیت‌ها، عدم قطعیت هستند؟
 پیش ‌روی کسب و کارهای ایرانی 6 عدم قطعیت مهم وجود دارد. به عبارت دیگر حداقل 6 متغیر وجود دارد که می‌تواند حالت‌ها یا مقادیر متفاوت به خود بگیرند اما هرگونه پیش‌بینی نسبت به این متغیرها نمی‌تواند با قطعیت صورت گیرد. این عدم قطعیت‌های شش‌گانه چیستند؟
پیش از آنکه عدم قطعیت‌ها برشمرده شوند، این نکته تصریح و تأکید می‌شود که تجربه سالیان اخیر نشان داده است به‌دلیل فشردگی زمان- مکان (درهم تنیدگی جهانی) بسیاری از متغیرها به هم وابسته‌‌تر و از هم تأثیرپذیرتر شده‌اند و پیش‌بینی‌پذیری کمتری دارند، به‌عنوان مثال تا پیش از ظهور کرونا با استناد به میزان افزایش رضایت شهروندان آمریکایی و اشتغال تخمین زده می‌شد که ترامپ مجدد رأی بیاورد اما اکنون به‌خاطر سیل بیکاران آمریکایی تردیدها بیشتر شده است.

  6 عدم قطعیت پیش‌روی کسب و کارهای ایرانی
■ وضعیت تحریم‌ها (کاهش تحریم‌ها)، تداوم تحریم‌ها، تشدید تحریم‌ها (که خود متأثر از انتخاب یا انتخاب نکردن مجدد ترامپ و تمایل نظام به مذاکره مؤثر با آمریکاست)).
■  تغییر در افراد کلیدی نظام از جمله رئیس جمهور/ دولت اصولگرا، اصلاح‌طلب یا ...
■ تغییر قیمت نفت و به‌تبع درآمدهای نفتی دولت
■  زمان و چگونگی مهار و یا کنترل بحران کرونا
■  ظهور تنش‌های نظامی (آگاهانه یا تصادفی) در منطقه به‌ویژه تنش‌های مرتبط با اسرائیل
■   نرخ ارز

دقت کنید که این موارد، بر اساس متغیرهای شناخته‌شده فعلی است. مسأله قوهای سیاه (ظهور متغیرهای کاملاً ناشناخته) می‌تواند بر پیچیدگی اوضاع افزون کند. ما هیچ نمی‌دانیم!
هرچند بلافاصله به ذهن می‌رسد که برخی از این متغیرها همپوشانی یا ارتباط متقابل دارند. و در نتیجه می‌توان آنها را در هم ادغام کرد ولی ادغام آنان ما را از بخشی از واقعیت دور می‌کند.

 

هشدار: عدم قطعیت‌ها را به قطعیت تبدیل نکنیم!
 ما به‌شدت علاقه‌مندیم که جهان را ساده کنیم. به همین دلیل با کمترین اطلاعات و ساده‌سازی بیش از حد جهان، بلافاصله تمایل داریم که بگوییم هر کدام از این عدم قطعیت‌ها چه می‌شود. یعنی با کمترین اطلاعات بلافاصله جهان را ساده می‌کنیم: ترامپ رأی نمی‌آورد. در ایران یک دولت اصولگرا سر کار می‌آید. ما با دولت بعدی آمریکا مذاکره می‌کنیم، قیمت نفت به مدار 50 دلار بر می‌گردد و... .
تجربه نشان داده است که این ساده‌سازی به ایجاد توهمی از قطعیت منجر شده و شرکت‌ها و اشخاص بر اساس همین توهم از قطعیت، براساس سناریوی توهمی که آن را قطعی می‌پندارند سرمایه‌گذاری می‌کنند و سپس با مشکلات وحشتناکی روبه‌رو می‌شوند.

 در قبال عدم قطعیت‌ها چگونه باید تصمیم‌گیری کنیم؟
 یکی از فواید توجه به عدم قطعیت‌ها، امکان ایجاد تست تونل باد است.
به‌منظور بررسی تجربی عملکرد هواپیما یا خودرو از تونل باد استفاده می‌شود. تونل باد، کانالی است که هوا با سرعت زیاد در آن جریان دارد و سرعت هوا در تونل باد می‌تواند تا ده برابر سرعت صوت نیز برسد. در تونل بادها مهندسان می‌توانند عملکرد هواپیما یا خودرو را در شرایط مختلف بررسی کنند.
به همین ترتیب وقتی شما تصمیمی را می‌گیرید، می‌توانید تصمیم خود را به تونل باد ببرید و از خود بپرسید که اگر نرخ ارز این شد و تحریم‌ها برداشته شد چه؟ و تصمیم خود را در شرایط آزمایشگاهی تست کنید.

 واقعیت‌های با میزان احتمال بالای 70 درصد

نرخ رشد اقتصاد ایران  در یک چشم‌انداز تاریخی
در دوره 1358 تا 1398 (4 دهه اخیر)
■ متوسط رشد اقتصادی: 98/1 درصد بوده است.
(تقریباً 2%)
■ 12 سال، یعنی حدود یک‌سوم سال‌ها، ایران با نرخ رشد منفی مواجه بوده است.
■ طولانی‌ترین دوره با نرخ مثبت پیاپی در سال 1374 تا 1390 رخ داده است.
در دوره 1378 تا 1398 (20سال اخیر)
■ متوسط نرخ رشد اقتصادی 85/2 درصد بوده است. (تقریباً 3%)


نرخ تورم در اقتصاد ایران در یک چشم‌انداز تاریخی
■ متوسط نرخ تورم در 40 سال اخیر بیش از 66/19 درصد بوده است.
■  در 20 سال اخیر، 34/18 درصد بوده است.
■ با توجه به عدم تغییرات ساختاری نهادی در اقتصاد کشور، انتظار می‌رود همین روند ادامه پیدا کند.

 نرخ رشد اقتصادی و تورم در یک قاب
■ رشد و تورم در 40 سال گذشته
خط پررنگ پایینی نشان‌دهنده رشد اقتصادی و خط پررنگ بالایی نشان دهنده تورم است.
به روایت: IMF
 

رشد نقدینگی کشور در یک چشم‌انداز تاریخی

■ گزارش مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری، سازمان برنامه و بودجه

رشد نقدينگي در برنامه اول 25 درصد، برنامه دوم 5/25 درصد، برنامه سوم 29 درصد، برنامه چهارم 9/37 درصد و برنامه پنجم 1/28 درصد است.
روند رشد حجم نقدينگي در همه برنامه‌هاي پنج‌گانه توسعه ثبت شده، اما از نيمه دوم دهه80 و در طول برنامه‌هاي چهارم و پنجم رشدي شتابان داشته است.

 

6 واقعیت اقتصادی - سیاسی
(سعی شده است 6 مورد از مهم‌ترین‌ها انتخاب شود)
بنا به تجربه تاریخی و استناد تحلیل‌ها و همچنین نبود شواهدی مبنی بر تغییرات اساسی، انتظار داریم در 5 سال آینده با واقعیت‌های زیر روبه‌رو باشیم:
■ متوسط رشد نقدینگی 5 ساله در کریدور همیشگی (بین 20% تا 30%)
■ رشد اقتصادی نوسانی با متوسط پایین (میانگین تاریخی 20 ساله 3%)
■ تداوم بحران اشتغال (نرخ بیکاری در کریدور 10% تا 17%)
■ تنگنای مالی و بودجه‌ای دولت (سهم بودجه عمرانی به‌ جاری کمتر از 10%)
■ مسأله آب و تأثیر مهاجرتی (رتبه 4 ایران در شاخص روز آخر)
■رکود کرونایی اقتصاد جهان (9 تریلیون دلار، زیان 2 ساله جهان)

 6  واقعیت پیش ‌روی کسب و کارهای ایرانی
■ 1.رشد نقدینگی در کریدور سابق: موتور رشد نقدینگی کاملاً روشن است، هیچ نشانه‌ای مبنی بر مهار رشد نقدینگی نداریم و ما با نرخی بیشتر از 20 درصد سالیانه به همین وضعیت ادامه خواهیم داد. حتی ممکن است در برخی فصول یا سال‌ها بیش از 30 درصد هم باشد ولی متوسط 5 ساله در کریدور همیشگی 20 تا 30 درصد خواهد بود، این یعنی افزایش سطح عمومی قیمت‌ها (از پنیر تا پراید) و از ارز تا سهام.
2. متوسط رشد اقتصادی پایین و نوسانی: با توجه به منفی شدن خالص سرمایه‌گذاری (تشکیل سرمایه ناخالص منهای استهلاک)، حتی اگر قیمت نفت به مدار پیشین باز گردد و تحریم‌ها برداشته شود پس از یک دوره یک یا 2 ساله رشد اقتصادی، خوش‌بینانه دوباره به کریدور رشد 3 درصدی باز خواهیم گشت چون تغییر ساختاری- نهادی در اقتصاد کشور رخ نداده است. بنابراین ممکن است در برخی سال‌ها رشد اقتصادی منفی یا مثبت بیش از 3 درصد داشته باشیم اما متوسط 5 ساله حدود 3 درصد پیش‌بینی می‌شود.
3. تنگنای مالی و بودجه دولت: به خاطر بحران صندوق بازنشستگی که درحال افزایش هم هست، همچنین افزایش سالیانه حقوق کارمندان دولت که درحال کاهش نیست، عملاً دولت هرچه دارد باید صرف بودجه جاری کند. دولت هیچ منبع مازاد قابل توجهی برای امور توسعه‌ای ندارد.
4. مسأله آب و تغییرات جمعیتی/ مهاجرتی ناشی از آن: مسأله‌ آب منجر به تغییراتی در شهر و روستاها می‌شود و مهاجرت‌های بزرگی را در پی خواهد داشت. بخشی از این مهاجرت در 5 سال آینده رخ خواهد داد. عده‌ای معتقدند که وارد دوره ترسالی شده‌ایم در نوبت بعدی گزارش این مسأله شفاف‌تر خواهد بود. فعلا فرض را بر خشکسالی گرفته‌ایم تا 6 ماه آینده بر اساس اطلاعات روزآمد قضاوت‌مان را تعدیل یا تثبیت کنیم.
5. مسأله بیکاری (اشتغال): با توجه به افول و منفی شدن نرخ خالص تشکیل سرمایه در ایران به گونه‌ای که استهلاک سرمایه از تشکیل سرمایه پیشی گرفته است و همچنین عدم قطعیت‌های شش‌گانه اقتصاد - سیاسی کشور پیش‌بینی می‌شود که مسأله اشتغال در کشور پایدار بماند و دست‌کم در نیمی از افق 5 ساله بیکاری افزایش پیدا کند.
6. رکود کرونایی اقتصاد جهان: جهان دست‌کم 2 سال احتیاج دارد تا دوباره به شرایط پیشا کرونا بازگردد. و این متضمن فرصت‌های بیشتر از تهدید برای ایران است. فرصت خرید تکنولوژی، فرصت خرید شرکت‌های کوچک و متوسط و فرصت خرید سهام مدیریتی شرکت‌های بزرگ.

 روندهای کلیدی پیش روی کسب و کارها

جایگاه روندها در تحلیل استراتژیک
■ ما برای تحلیل استراتژیک به 3 نوع پارامتر نگاه می‌کنیم.
  برخی پارامترها، متغیر هستند و تغییرات‌شان غیرقابل پیش‌بینی است که آن‌ها را عدم قطعیت می‌دانیم و 6 مورد از آنها را در این تحلیل برشمردیم. ما در قبال این متغیرها، نمی‌توانیم کنش قطعی داشته باشیم.
■ برخی پارامترها، تغییرات چندانی ندارند و تبدیل به واقعیت پایدار شده‌‌اند که آنها را باعنوان واقعیت‌های شش‌گانه برشمردیم.
■ برخی پارامترها تغییر می‌کنند اما جهت‌گیری و سمت و سوی حرکت‌شان پیوسته و قابل پیش‌بینی است که ما آنها را ذیل عنوان روندها بر می‌شمریم. از بین تمام روندها، 2 روند تقریباً قطعی و روشن است و سیگنال‌های بسیار مهمی به کسب و کارها می‌دهد.

 2 ابر روند مهم اقتصادی- اجتماعی دیجیتالی شدن:
■ استفاده از ابزارهای دیجیتالی در جامعه به‌شدت علاقه‌مند ایرانی به تکنولوژی‌های نو
■ توسعه شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی
■ یکپارچه شدن ابزارها (موبایل، دسکتاپ، ساعت، تن‌پوش‌های دیجیتالی و...)
*تغییرات جمعیتی، نسلی و سبک زندگی
■ تداوم مهاجرت به سبک زندگی مدرن توسط نسل دهه 50 و 60
■ ورود نسل متولد پس از جنگ به عرصه کسب و کار (متولدان سال 1369 به بعد که 30 تا 35 ساله شده‌اند)
■ گسست نسلی به‌ویژه با پررنگ‌تر شدن نسل متولد 80
■ پیر شدن جمعیت با توجه به روند کاهش جمعیت کشور، ما در سال 1430 پیرترین کشور منطقه خواهیم بود. آغاز پیر شدن در این 5 سال پیش‌روست.

تأثیرات این روند چیست؟ فرصت‌های کسب و کاری و سرمایه‌گذاری؟
■ افزایش قدرت نسبی فضای مجازی به فضای حقیقی (تبلیغات در فضای مجازی نسبت به تبلیغات در فضای حقیقی، تجارت در فضای مجازی نسبت به تجارت در فضای مجازی)
■ تجارت الکترونیک با سرعت بیشتری گسترش خواهد یافت.
■ اهمیت رونق تجارت توجه (Attention)
■ موبایلیفیکیشن (موبایل همه چیز را می‌بلعد، موبایل‌ها همچون سیاه چاله، همه چیز را به درون خود می‌کشند، دانشگاه، بانک، رادیو، تلویزیون، سینما، کتاب، فروشگاه، تاکسی و...)
■ توسعه مدل‌های کسب و کاری خلاقانه به‌ویژه «اقتصاد اشتراکی‌ها» در حوزه خدمات
■کم‌رنگ شدن مرزهای جغرافیایی کشورها و شکل‌گیری بیشتر کشورهای مجازی
■ گسترش ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین به‌عنوان پول رایج ملی و بین‌المللی
■ گسترش اینترنت اشیا و سپس اینترنت همه‌چیز

 چند نکته تکمیلی برای روند تغییرات جمعیتی، نسلی و سبک زندگی
ب
ه چند نمونه از تغییرات جمعیتی، نسلی و سبک زندگی دقت کنید:
■ سال 98 نسبت به سال 97، 170 هزار تولد کمتر در ایران ثبت شده و سال 97 هم 120 هزار تولد کمتر از سال 96
■ نرخ فرزند‌آوری در دهه 1355 تا 65 تا 6 فرزند به ازای هر زن بوده ولی درحال‌حاضر این نرخ حدود 8/1 فرزند به ازای هر زن است. نرخ باروری در دهه 70 کاهشی شدید داشت و به زیر نرخ جانشینی، درصورت ادامه داشتن روند فعلی تا سال 1430 به بالاتر از نرخ جانشینی نخواهد رسید، که این به تغییرات ساختار در جمعیت کشور منجر خواهد شد.

 چند نکته تکمیلی برای روند تغییرات جمعیتی، نسلی و سبک زندگی
بر اساس بررسی‌های مرکز آمار ایران، تجرد قطعی در سال 1375 برای مردان حدود 1/ درصد و برای زنان 2/1 درصد بوده، در سال 1395 به 3/2 درصد برای مردان و 7/3 درصد برای زنان رسیده است؛ این آمار نشان می‌هد، روند افزایشی تجرد قطعی در زنان، بسیار بیشتر از مردان بوده به‌طوری‌که در سال‌های 1375 تا 1395 این شاخص برای مردان، حدود 2برابر شده اما برای زنان بیش از 3برابر بوده است.

 تأثیرات این روند چیست؟ فرصت‌های کسب و کاری و سرمایه‌گذاری؟
■ کاهش بعد خانوار و افزایش خانواده‌های تک‌والد
■  افزایش تمایل فرزند به زندگی جدای از والدین (زندگی مجردی یا تک‌زیستی)
■  افزایش سن ازدواج و افزایش ازدواج‌های غیرمتعارف (ازدواج سپید)
■  افزایش روی آوردن به نگهداری حیوانات خانگی
■  روش خدمات مرتبط با تربیت فرزند (رسیدگی بیشتر خانواده‌ها به فرزندان معدود خود)
■  رونق خدمات نگهداری یا رسیدگی به سالمندان
■  رونق مکان و لوازم زندگی تک‌نفره (خانه‌های کوچک، مبلمان و تختخواب تاشو و...)
■  رونق فضای سوم (محیطی غیر از محل کار و خانه برای معاشرت اجتماعی، کافی شاپ‌ها)
■  نیاز به خانه‌های کوچک‌تر و خدمات نگهداری از خانه

ترکیب رخدادها، روندها، رفتارها و ریشه‌ها چه خواهد شد؟

آیا آینده، ادامه روند گذشته است؟
 جواب این است که آینده ما در گرو مسیری است که تاکنون آمده‌ایم (ریشه‌ها یا نظریه وابستگی به مسیر)، مگر آنکه تغییری در ساختارها به‌واسطه روندها، و رفتارها (اقدامات و تصمیمات و مفروضات بازیگران کلیدی) و یا رخدادهای بزرگ (مانند جنگ یا انقلاب و بیماری همه‌گیر و زلزله) رخ دهد.
همانگونه که در ابتدای این گزارش نیز آمده است، این تحلیل غلتان است و هر 6 ماه باید روزآمد شود، در زمان فعلی تدوین گزارش به جز رویداد کرونا (با تأثیرگذاری منفی) و کاهش مقطعی قیمت نفت، تغییر ملموسی در ساختارها، روند و رفتار بازیگران کلیدی برای تغییر مسیر گذشته مشاهده نمی‌شود.
بنابراین انتظار داریم همین وضعیت در 5 سال آینده کمابیش ادامه پیدا کند. هرچند در افق بلندمدت امیدواری بالایی به تغییرات مثبت در ایران وجود دارد.

 تصویر کشور در 5 سال آینده
ما نمی‌دانیم که قیمت نفت و ارز، نتایج انتخابات آمریکا و ایران، نتایج تعاملات آمریکا - ایران و وضعیت توازن منطقه‌ای چه تغییراتی خواهد کرد اما می‌توانیم بگوییم تا 5 سال آینده با احتمال بالای 70 درصد:
■ دولت از طریق بودجه عمرانی نمی‌تواند اهرمی جدی برای تحریک تقاضا و فعال‌سازی اقتصاد باشد.
■  تورم متوسط 5 ساله تک‌رقمی نخواهد بود.
■  قدرت خرید مردم افزایش نخواهد یافت. همچنین سرانه تولید ناخالص داخلی ایران براساس قدرت برابری خرید افت خواهد کرد)
■ میزان بیکاری واقعی کاهش نخواهد یافت.
■ بیش از 2 بار دیگر شاهد اعتراضات خیابانی و خشن خواهیم بود.
■ مردم متوسط به پایین دسترسی را جایگزین مالکیت خواهند کرد.
■ هویت دیجیتالی، اسناد دیجیتالی و ارز دیجیتالی، چهره اقتصاد و اجتماع را تغییر می‌دهد (با سوخت کرونا)
■ نسل جدید تغییرات زیادی را در سبک زندگی ایجاد خواهد کرد و نسل پیشین را به‌دنبال خود می‌کشد.
■ چشم‌انداز بلندمدت اقتصاد کشور همچنان مبهم خواهد بود.

ایران در عموم رتببه بندی های جهانی در چارک سوم و چهارم قرار دارد. براساس روند تاریخی انتظار داریم بهبود رتبه اتفاق بیفتد اما انتظار نداریم در 5 سال آینده جایگاه ایران تغییر اساسی داشته باشد و به چارک بالاتر صعود کند.

 به سوی تجویز راهبردی
این وضعیت یعنی:
■ عدم قطعیت‌های آزاردهنده
■ ابهام سیاسی - اقتصادی
■ تداوم تورم ساختاری شده (مزمن)
■ قدرت پایین خرید مردم و احتمال شورش‌های مجدد
■ تغییرات سبک زندگی
■ دیجیتالی شدن
■ تغییرات نسلی
■ رکود اقتصاد جهانی
نیازمند اتخاذ تصمیمات استراتژیک و هوشمندانه است.
این بدان معناست؛ آن بخشی از آینده را که می‌توانیم پیش‌بینی کنیم باید در نظر بگیریم و بر آن اساس تصمیم‌گیری کنیم و پیش از نهایی‌سازی تصمیم، تصمیات خود را در قبال عدم قطعیت‌های کلیدی به تونل باد ببریم و تست کنیم و پس از تصمیم، همواره عدم قطعیت‌های کلیدی و همچنین رخدادهای غیرمنتظره دیگر (قوهای سیاه) را رصد کنیم و درصورت نیاز تصمیمات خود را روزآمد کنیم.
 آینده بلندمدت کشور مثبت است اما در 5 سال پیش رو باید واقع‌بینانه عمل کرد.

تجویز راهبردی
آیا با این حجم از عدم قطعیت می توان کاری کرد؟

یک تذکر مهم
درست است که پیش‌بینی می‌شود که رشد اقتصادی کشور به‌صورت متوسط 3 درصد باشد ولی بخش‌های مختلف اقتصادی عملکرد کاملاً متفاوتی از هم خواهند داشت. به عبارت دیگر این بدان معنا نیست که وضعیت همه بخش‌های اقتصادی به یک میزان باشد.
به عنوان نمونه در یکی از سال‌ها، اختلاف نرخ رشد کولر آبی (48 درصد رشد مثبت) با نئوپان (7 درصد کاهش یا رشد منفی) توجه کنید! مهم یافتن بخش‌های برنده اقتصاد کشور است.

 تجویز راهبردی برای استراتژی کسب و کار و سرمایه گذاری‌ها
■ سرمایه‌گذاری در کسب و کار غیرارزبر و ارزآور
■ سرمایه‌گذاری با دوره بازگشت زیر 3 سال
■ تنوع بخشی به سبد کسب و کار (کسب و کارهای با ریسک غیر هم‌جهت)
■ بازطراحی مدل کسب و کار با نگاه به تأثیر تحولات دیجیتالی بر کسب و کارتان
■ سرمایه‌گذاری بین‌المللی با استفاده از پنجره فرصت رکود اقتصاد جهانی برای انتقال تجربه و تکنولوژی
■ تأمین مالی بانکی برای سرمایه گردش کالایی (با نرخ مؤثر تسهیلات کمتر از متوسط نرخ تورم)
■ تشکیل صندوق نقدینگی احتیاطی (دارایی‌های نقد و یا شبه نقد احتیاطی)
■ حرکت به سمت تولید کالاهای جایگزین واردات
■ استفاده از چارچوب تصمیم‌گیری پابرجا
■ مشاهده سبک زندگی اروپا و آمریکای کنونی برای درک سبک زندگی 5 سال آینده شهرهای بزرگ ایران
■تغییر رویکرد از کسب و کارهای دولت‌محور (B2G) به سمت کسب و کارهای مردم‌محور (B2C)
■ تمرکز مسئولیت اجتماعی بنگاه‌ها به رفع فقر و اشتغال
شرح و ویژه‌سازی این استراتژی‌ها، نیازمند مشاوره اختصاصی است.

 جهان بی‌رحم داروینی، به کسانی اجازه بقا می‌دهد که نه‌تنها علاقه‌مند به زنده ماندن هستند که شایسته زنده ماندن نیز باشند.

 منابع و مراجع:
گزارش‌ها و داده‌های بانک مرکزی و مرکز آمار ایران و سازمان برنامه و بودجه
دیدگاه‌ها و نوشته‌های دکتر سرزعیم، سوری، علی عرب مازار، ایمانی راد و مهندس امیرحسین ولی قزوینی و...
داده‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، گزارش‌های بین‌المللی مانند لگاتوم، مجمع‌ جهانی اقتصاد
پایگاه خبری و تحلیل مانند دنیای اقتصاد، تجارت نیوز، مشرق نیوز، اقتصاد آنلاین، اقتصادگران و اتاق بازرگانی تهران...

 

دانلود pdf این مقاله

 

تاریخ انتشار: 1/3/1399
تاریخ اعتبار: 1/9/1399
مجتبی لشکر بلوکی، دکترای مدیریت استراتژیک
Lashkarbolouki.com


PDF چاپ چاپ
 
 اسلایدر